برای خانم سلطانی و همه کسانی که فرزندانشان مشکل زیاد دیدن تلویزیون یابرنامه های ماهواره ای دارند

با سلام وآرزوی موفقیت ُ-

۱-اول اینکه فرزندان از ما والدین تقلید می کنند .بنابراین رفتار ما در مورد دیدن برنامه ها باید منطقی ومناسب باشد

۲-قبل از هر کاری برنامه های تلویزیون را دسته بندی کنیم (بزرگسالان -کودکان و....)

۳-ساعت وزمان دیدن برنامه ها را بین خودمان وکودکان وسایر اعضای خانواده برنامه ریزی کنیم

۴- اگر شبکه یا برنامه ای خاص برای کودکان مناسب نیست دیگر خودمان نزد کودکان آن را نبینیم .چون تذکر ما دیگر اثری نخواهد داشت

۵-چند برنامه مناسب را از قبل پیدا کرده وبه کودک حق انتخاب بین آنها را بدهیم وساعت وشکل دیدن برنامه را مشخص کنیم

۶-اقتدار ومحکم بودن ما تعیین کننده است البته اگر زمان ومکان وبرنامه مورد نظر وتوضیحات والدین برای کودک منطقی وروشن باشد

۷-صبور بوده وبا کودک  در دیدن برنامه های مربوط به او شرکت کنیم وفضای صمیمی درست نماییم

۸-اگر کودک مقاومت می کند بسته به سنش از قصه وسایر مداخلات استفاده نماییم

۹-نکته مهم اینکه پدر ومادر حتما باهم یک شکل رفتار نمایند ویک حرف را بزنند ویک پیام را به کودک انتقال دهند

۱۰-بشدت از روشهای خشونت امیز واجبار پرهیز نمایید وهمه رفتار ها باید همراه با برنامه ریزی ومهربانی باشد

 

                              آراد ---آذر ۹۱

برای خانم سلطانی و همه کسانی که فرزندانشان مشکل زیاد دیدن تلویزیون یابرنامه های ماهواره ای دارند

با سلام وآرزوی موفقیت ُ-

۱-اول اینکه فرزندان از ما والدین تقلید می کنند .بنابراین رفتار ما در مورد دیدن برنامه ها باید منطقی ومناسب باشد

۲-قبل از هر کاری برنامه های تلویزیون را دسته بندی کنیم (بزرگسالان -کودکان و....)

۳-ساعت وزمان دیدن برنامه ها را بین خودمان وکودکان وسایر اعضای خانواده برنامه ریزی کنیم

۴- اگر شبکه یا برنامه ای خاص برای کودکان مناسب نیست دیگر خودمان نزد کودکان آن را نبینیم .چون تذکر ما دیگر اثری نخواهد داشت

۵-چند برنامه مناسب را از قبل پیدا کرده وبه کودک حق انتخاب بین آنها را بدهیم وساعت وشکل دیدن برنامه را مشخص کنیم

۶-اقتدار ومحکم بودن ما تعیین کننده است البته اگر زمان ومکان وبرنامه مورد نظر وتوضیحات والدین برای کودک منطقی وروشن باشد

۷-صبور بوده وبا کودک  در دیدن برنامه های مربوط به او شرکت کنیم وفضای صمیمی درست نماییم

۸-اگر کودک مقاومت می کند بسته به سنش از قصه وسایر مداخلات استفاده نماییم

۹-نکته مهم اینکه پدر ومادر حتما باهم یک شکل رفتار نمایند ویک حرف را بزنند ویک پیام را به کودک انتقال دهند

۱۰-بشدت از روشهای خشونت امیز واجبار پرهیز نمایید وهمه رفتار ها باید همراه با برنامه ریزی ومهربانی باشد

 

                              آراد ---آذر ۹۱

کنترل تکانش چیست وشیوه های کنترل کدامند؟

خشم و آشنایی با چگونگی کنترل آن، یکی از مهم ترین مهارت های زندگی است که بهتر است آموزش این مهارت از همان اوان کودکی و در محیط خانواده و مدرسه انجام شود تا بدین طریق از بروز بسیاری از معضلات جدی نظیر سوء مصرف مواد جلوگیری شود.
هیجان ها علاوه بر واکنش های عمومی، برخی گرایش های رفتاری خاص را نیز برمی انگیزد. ممکن است هنگام شادی بخندیم، با احساس ترس میدان را خالی کنیم و یا هنگام خشم ، رفتار پرخاشگرانه نشان دهیم و از میان واکنش های مختلف، واکنش هیجانی پرخاشگرانه مورد توجه است و از نگاه اجتماعی در عصری که سلاح های هسته ای به صورت گسترده در دسترس است، حتی یک اقدام پرخاشگرانه می تواند به یک فاجعه تبدیل شود. در نگاه فردی نیز بسیاری از مردم اغلب افکار و تکانش های پرخاشگرانه دارند و نحوه کنار آمدن آنها با این افکار، آثار گسترده ای بر سلامت روان و روابط میان فردی آنان بر جای می گذارد.
خشم احساس یا هیجانی طبیعی است که دامنه ای از برانگیختگی خفیف تا خشم شدید را دربرمی گیرد. اگرچه بسیاری از افراد خشم را با پرخاشگری یکی می دانند اما خشم یک احساس است و پرخاشگری یک رفتار است. رفتاری که به قصد صدمه رساندن به خود یا فرد دیگر و یا تخریب اشیا صورت می گیرد. پرخاشگری می تواند به دو صورت کلامی و غیرکلامی دیده شود. همچنین خصومت، احساس دشمنی نسبت به یک فرد یا یک گروه خاص است که می تواند رفتارهای پرخاشگرانه را برانگیزد.
خشم ، پاسخ ما به تفکرات خشمگین کننده درونی ما است که به واسطه احساس و رفتار غیرمنصفانه در ما ایجاد می شود. آثارخشم اغلب مخرب است و به ایراد ضربات جسمی یا روانی بر فرد و دیگران منجر می شود. استعدادها و توانایی های انسان را ویران می كند و موجب ایجاد احساس پشیمانی، نوعی شرمندگی و عذاب وجدان می شود.
نشانه های خشم را می توان به چند دسته تقسیم کرد:
نشانه های برانگیختگی بدنی
نشانه های شناختی
نشانه های رفتاری
نشانه های بدنی خشم : خشم در خفیف ترین شکل خود به صورت برانگیختگی بدنی احساس می شود و در شدیدترین حالت به صورت خشم شدید تجربه می شود. بنابراین با مقابله به موقع با علایم برانگیختگی بدنی می توان از بروز خشم جلوگیری کرد.نشانه های برانگیختگی بدنی شامل احساس داغ شدن و گرما، احساس انرژی زیاد، سرخ شدن پوست، احساس لرزش در دست ها، تنفس سریع و سطحی، احساس تنیدگی فشار در عضلات، افزایش ضربان قلب و نبض است.
نشانه های شناختی خشم : در حالت خشم افکارتان رنگ دیگری به خود می گیرند. معمولا در لحظه خشم افکار منفی و غیرمنطقی دارید و به دلیل تحریف های شناختی بخشی از اطلاعات را نادیده می گیرید. بخشی را پررنگ و بخشی دیگر از اطلاعات را تحریف می کنید بنابراین نمی توانید قضاوت درستی داشته باشید.عمده ترین تحریف های شناختی عبارتند از: تفکر همه یا هیچ، تعمیم بیش از اندازه، فیلتر ذهنی، بی توجهی به امر مثبت، نتیجه گیری شتابزده، ذهن خوانی، پیشگویی و...نشانه های رفتاری خشم همان رفتارهای پرخاشگرانه هستند که تحت تاثیر عوامل یا برانگیزاننده هایی برانگیخته می شوند.یکی از روش های کنترل خشم و پرخاشگری، شناسایی و مقابله با عواملی است که به پرخاشگری منجر می شوند و به کمک مهارت حل مسئله می توان برانگیزاننده ها یا عوامل ایجادکننده خشم را مانند مسایلی فرض و به حل آنها پرداخت.برانگیزاننده ها عواملی هستند که در برانگیختن خشم نقش دارند. این عوامل می توانند بیرونی باشند مانند رویارویی با یک تهدید، معطل شدن در اتاق انتظار پزشک و... برخی دیگر از برانگیزاننده ها ممکن است درونی باشند نظیر خاطرات، اعتقادات و ارزش ها و طرز تلقی شما نسبت به چیزی خاص...
کنترل خشم نیاز به کسب مهارت دارد. افراد باید در موقعیت های خشم برانگیز سه نکته مهم را رعایت کنند:
الف) به گونه ای عمل نمی کنند که به خود آسیبی وارد کنند
ب) به گونه ای عمل نمی کنند که به فرد یا افراد دیگر آسیبی وارد کنند.
ج) به حق و حقوق خود آگاهی داشته و سعی می کنند تا حد ممکن از ضایع شدن آن جلوگیری کنند.
مراحل کنترل خشم عبارتند از خودآگاهی هیجانی، خنثی کردن خشم و قاطعیت قدرت خشم در کنترل افکار و رفتار آدمی بسیار زیاد است و به همین علت توانمند شدن ما در مقابله با آن انرژی و زمان می طلبد. اگر فردی در موقعیت های خشم برانگیز طوری رفتار کند که هم خود و هم طرف مقابل احساس رضایت و آرامش داشته باشد و به حقوق هیچ یک آسیبی وارد نشود، این فرد دارای مهارت کنترل خشم است.
روش های مختلفی برای ابراز خشم وجود دارد. برخی از این روش ها سالم و برخی ناسالم هستند.
روش های سالم ابراز خشم عبارتند از: فعالیت ورزشی، فعالیت هنری، تکنیک صحبت با صندلی خالی، تکنیک نامه نوشتن، عفو و گذشت ابراز کلامی خشم است و راه هایی برای کنار آمدن با فرد پرخاشگر وجود دارد که عبارت است از: از خودتان دفاع نکنید، مرزها را مشخص كنيد، او را متوجه پیامد رفتارش كنيد، او را خلع سلاح کنید، محکم حرف بزنید و موقعیت را ترک كنيد.
وقتی عصبانی هستیم کارهای زیر را انجام دهیم:
اول این واقعیت را بپذیریم که خشمگین هستیم ، دوم تصمیم بگیریم که چه کاری می توانیم درباره آن انجام دهیم. گاهی ممکن است به این نتیجه برسیم که نشان دادن واکنش پرخاشگرانه بیشتر به نفعمان است. در مواقع دیگر ممکن است پاسخ انفعالی و بدون جرات را انتخاب کنیم. در بیشتر مواقع باید روش با جراتی را انتخاب کنیم. چیزی که درک آن در اینجا مهم است ، این است که باید بدانیم حق انتخاب و مسوولیت یک شیوه پاسخ دهی مناسب در هنگام عصبانیت با ماست.
نباید به بهانه عصبانیت دست به اعمال پرخاشگرانه بزنیم. به عبارت دیگر بیان این جمله که چیزی را شکستم یا به کسی صدمه زدم ، برای این که عصبی بودم ، شیوه نامعقولی برای اجتناب از مسوولیت است. این خشم نیست که موجب می شود به شیوه های خاص عمل کنیم ؛ بلکه این ما هستیم که عصبی می شویم و تصمیم می گیریم که یا به شیوه اجتماعی پسند و قابل قبول یا به شیوه غیراجتماعی و غیرقابل قبول واکنش نشان دهیم.
تخلیه انرژی : وقتی خشم بر ما چیره می شود، تخلیه انرژی از طریق پرداختن به فعالیت های جسمی یا خلاق ، مفید و اثربخش است. فایده تخلیه خشم این است که می توان در وضع ذهنی آرام ، مشکل خشم برانگیز خود را حل کرد. تخلیه انرژی به عنوان یک مهارت مقابله با خشم، فرآیندی دو مرحله ای است.
مرحله اول ، رها ساختن تنش از سیستم است و مرحله دوم به مسئله گشایی مربوط است. تخلیه انرژی به عنوان یک مهارت مقابله ای اغلب خوب درک نشده است ؛ زیرا افراد به اهمیت مرحله دوم آن توجه نمی کنند. تخلیه انرژی ، منبع ناکامی یا بدرفتاری را برطرف نمی کند، بلکه فقط به انسان خویشتنداری می بخشد تا بتواند با منبع خشم مقابله کند. پس همیشه فرایند تخلیه خشم را همراه با مرحله دوم آن یعنی مساله گشایی به کار ببندیم.
ایمن سازی در مقابل استرس و خشم: در جریان مواجهه با خشم می توانیم از عبارات زیر استفاده کنیم:هر قدر بیشتر آرام باشم و از مهارتهامقابله با خشم استفاده کنم ، بیشتر می توانم موقعیت را کنترل کنم.این موقعیت را به عنوان یک تجربه یادگیری مفید در نظر بگیرم.مسئله جدی است ، امامن هم آماده ام.
نفس عمیق بکشم ، آرام باشم و از نیروی فکر استفاده کنم.
حق دارم ناراحت باشم ، اما باید بر اهداف خود متمرکز شوم.
نباید اجازه بدهم خشم دیگران بر من اثر بگذارد و باید خویشتندار باشم.
پس از این که با رویداد خاصی مقابله کردیم به تلاشهای خود پاداش دهیم.
آنقدرها هم که فکر می کردم سخت نبود.
در همه مواقع ، خوب ظاهر شدم.
این موقعیت ها آسان نیست، اما به هر حال بخشی از زندگی است.
جرات ورزی: جرات ورزی یعنی دفاع از حقوق خود و بیان افکار و احساسات خود به شیوه مستقیم ، صادقانه و مستقیم. افراد با جرات برای خود و دیگران احترام قائلند، آنها مایل نیستند و اجازه نمی دهند دیگران از آنها سوء استفاده کنند و از طرف دیگر به خواسته ها و نیازهای دیگران احترام می گذارند و به شیوه مدبرانه با آنها ارتباط برقرار می کنند.
جرات ورزی چندین مزیت دارد. جرات ورزی به انسان احساس خودکار آمدی و کنترل درونی می بخشد و این احساسات نیز در روابط مقابل با دیگران ، اعتماد به نفس و عزت نفس ما را تقویت می کند. از آنجایی که جرات ورزی مستلزم تدبیر و مذاکره است، لازم است انعطاف پذیر باشیم. هر چند ممکن است همیشه به همه خواسته های خود نرسیم ، با وجود این نظر به این که افراد دیگر نیز خواسته ها، نیازها و امیالی دارند، جرات ورزی بهترین روش برای دست یافتن به روابط بین فردی رضایت بخش است.
بیان احساسات خود: بیان احساسات خود یعنی مطلع ساختن دیگران از احساسی که نسبت به اعمال آنها داریم. از متهم کردن دیگران یا گفتن چیزهایی مانند «شما بی ملاحظه هستید»، «شما پررو هستید» اجتناب کنیم. در عوض احساس خود را نسبت به اعمال آنها به این صورت بیان کنیم «متاسفم من برنامه های دیگری دارم»، «متاسفم ، ولی نمی توانم کاری برایتان انجام دهم» بیان احساسات خود بر حرمت نفس و احترامی که دیگران برای ما قائلند خواهد افزود.
پذیرش حقوق و مسئولیت های خود: افراد بیشتر تفاوت بین خودخواهی و احقاق حقوق خود را نمی دانند. رفتار پرخاشگرانه، عملی خودخواهانه است ، چون هدف آن برآورده ساختن نیاز خود بدون توجه به خواسته های دیگران است ؛ ولی جرات ورزی نشان می دهد که ما انعطاف پذیر و اهل گفتگو هستیم ، همچنین نشان دهنده آن است که ما نسبت به مراقبت از خود متعهدیم.
ابراز عقاید، بیان احساسات و دفاع از ارزشهای خود هرگز به منزله خودخواهی نیست.
افرادی که ما را به دلیل عقاید و دفاع از حقوقمان بی ملاحظه و خودخواه می نامند، پرخاشگرانه عمل می کنند و می کوشند در ما احساس گناه ایجاد کنند. زمانی که دیگران ما را به خودخواهی و بی ملاحظه بودن متهم می کنند، وسوسه بی جراتی و تسلیم شدن در ما قوت می گیرد؛ اما این بی جراتی در واقع نوعی شانه خالی کردن است. وقتی جرات ورزی نداریم از پذیرفتن مسوولیت زندگی خود اجتناب می کنیم.
به عنوان افراد جرات ورز باید بتوانیم در مقابل تلاش دیگران برای دخالت در کارهایمان مقاومت کنیم و همچنین باید انتقادات و مخالفت های آنها را عمل کنیم. هر چه بیشتر منصفانه و سنجیده عمل کنیم ، اعتماد به نفس ما بیشتر می شود.
مذاکره و گفتگو: برای جلوگیری از خشم بی جا باید اساس روابط بین فردی خود را بر مذاکره و گفتگو بنا کنیم. در برخی موارد می توانیم از طریق تهدید دیگران و غلبه یافتن بر آنها نظر خود را تحمیل کنیم ، ولی اگر همیشه برعمل به شیوه مورد نظر خود اصرار کنیم در نهایت بهای این رفتار خود را خواهیم پرداخت. ممکن است گاهی موفق شویم ، ولی تنها و منزوی خواهیم شد. بعکس اگر همیشه منفعل و تابع خواسته های دیگران باشیم از هر نوع تلاش برای مذاکره و گفتگو اجتناب خواهیم کرد. پس بهترین راه حل آن است که مذاکره کننده خوبی باشیم.
پی بردن به ارزش گذشت: درس ارزشمندی که بسیاری از افراد در جریان رشد و تکامل می آموزند، پی بردن به قدرت گذشت است. وقتی انسان کسی را که به او بی حرمتی کرده است. می بخشد او را از کاری که مرتکب شده است ، تبرئه نمی کند. در حقیقت گذشت به معنای از یاد بردن خطای افراد نیست. بلکه هنگامی که کسی خطای کس دیگری را نادیده می گیرد و می بخشد در واقع خود را از خشمگین شدن می رهاند و به امور روزمره خود می پردازد. بخشش و گذشت باعث می شود که در کشمکش ها برگ برنده همیشه در دست ما باشد چون از موضع قدرت و با اعتماد به نفس از خطای افراد چشم پوشی می کنیم. گذشت ، قدرت خودکارآمدی و حس کنترل ما را در موقعیت های ناخوشایند افزايش مي دهد.

 

                                                آراد --دی ماه ۹۰

نوجوانی چیست وبا نوجوان چگونه رفتار کنیم

.

نوجوانی ، دوران رشد و تکامل جسمانی ، فکری، عاطفی، معنوی و اجتماعی است. ورود به دوره نوجوانی فرد را با مشکلات فراوانی دست به گریبان می سازد و درجامعه ما که بیشترین جمعیت آن نوجوانان هستند مسلما نمی توان این جمعیت فعال را نادیده گرفت. پس لازم است که والدین و مسئولین با مشکلات نوجوانان آشنا شوند تا بتوانند با آنها رفتاری درست داشته باشند.

نوجوان کیست؟

نوجوانی دوره ای از زندگی فرد را تشکیل می دهد که حد فاصل پایان دوره میانسالی کودکی و آغاز بزرگسالی است. نوجوان به علت پایگاه مبهم خویش (یعنی نه کودک و نه بزرگسال) اغلب خود را با کودکان کم سن و سال تر در خانواده ، با والدین و معلمان و دیگر اعضای جامعه خود در تعارض عاطفی می یابد. او می خواهد دیگران بدانند که بزرگ شده است ولی احساس می کند که دیگران او را کاملاً درک نمی کنند و حتی مسئولیت کافی به او نمی دهند. نوجوانان درمقابل عقاید و نظرات همسالان خویش حساسیت خاصی دارند. به طوری که به داوری و قضاوت آنان بیش از بزرگسالان ارج و ارزش می نهند.

نشانه های  دوره نوجوانی

1 – آهنگ رشد جسمی سریعتر می شود و کودکِ دوره پرجنب و جوش قبل را به جوانی خستگی ناپذیر بدل می سازد.

2 – از لحاظ رشد عقلی، کودک مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته و در آستانه تفکر انتزاعی قرار می گیرد.

3 – تنوع خوی و خصلت با وضوح هرچه تمام تر آشکار می شود.

4 – رقابت با خود و رقابت با دیگران را تکمیل می سازد.

5 – نوجوان تقریباً از همه کسانی که اکنون در زندگی او مقامی داشته اند سلب اعتماد کرده، بی حوصله و یاغی می شود.

6 – استعدادهای خاص به تدریج بروز می کند و تفاوتهای فردی آشکار می شود.

7 – برای نوجوان سئوالات متعددی مطرح می شود و در همان حال جوابهای دیگران کمتر او را قانع می کند.

8 – دوره وابستگی به سر آمده و ، نوجوان می خواهد زندگی مستقل خود را پایه ریزی کند.

ماهیت  مشکل نوجوان

نوجوانان معمولاً دارای مشکلات ویژه ای هستند که در دوران کودکی کمتر در آنان مشاهده می شود، ماهیت این مشکلات نیز به نحوی با مشکلات بزرگسالی متفاوت است.

دوره نوجوانی اغلب به عنوان دوره مشکل ، غیر قابل پیش بینی تعریف شده است . دراین دوران مشکلات نوجوانان به دوشکل کلی نمایان می شود ، مشکلاتی که نوجوانان از دوران کودکی در رفع آن کوشش داشته و هیچ وقت در حل آنها موفق نبوده است و مشکلات ویژه که قسمت عمده آنها دررابطه با مرحله رشد او کاملاً طبیعی به نظر می رسد.

ابعاد  مشکلات نوجوانان

مطالعات علمی نشان می دهد ، دوره نوجوانی دارای مشکلات بسیاری است که باید به شیوه ای رضایت بخش، هم برای نوجوان و هم برای گروه اجتماعی او حل و فصل شود. نوجوانی برای خود فرد نیز مشکل ساز است ، زیرا نوجوان با نقش جدید خود در زندگی، کاملاً سازگاری نیافته و در نتیجه اغلب سردرگم، نامطمئن مضطرب است. مهمترین این مشکلات عبارتند از :

اختلال در تصویر بدنی، بحران هویت ( خودشناسی ) ، مشکل اجتماعی نشدن، مسئله روانی، ترس، نگرانی، خشم، عصبانیت، احساس حقارت، تعارض، اضطراب، دشواریهای تحصیلی و اعتیاد.

توصیه ها وپیشنهاد ها

همانطورکه برای هر مشکلی راه حل خاصی وجود دارد ، برای مشکلات نوجوانان نیز راه حلهای مختلفی وجود دارد. اگر خانواده ها به مقوله ی خود ارزشمندی یا عزت نفس نوجوانان بها دهند خیلی از مشکلات و اختلالات رفتاری فرزندان خود را حل کرده و در شکل گیری شخصیت آنها تأثیر می گذارند.

1 – در برخورد با نوجوانان ، ملایم و منطقی باشید.

2 – هیچگاه نظرات خود را به نوجوانان ، تحمیل نکنید.

3 – تجارب موفقیت آمیز نوجوانان را افزایش دهید.

4 – نوجوانان خود را با الگوهای رفتاری مطلوب آشنا کنید.

5 – نسبت به احساسات و عواطف نوجوانان خود بی تفاوت نباشید.

6 – توجه داشته باشید که مشاجرات لفظی درخانه (میان پدر و مادر) ، در روحیه یا رفتار نوجوان منعکس می شود.

7 – به بهانه ی گفتگو با نوجوانان ، اهداف خود را به آنها القا نکنیم.

8 – تحملِ نوجوان را برای مواجه شدن با ناکامی های اجتماعی افزایش دهید.

9 – برای  پرکردن اوقات فراغت نوجوانان ، اهمیت بسیاری قائل شوید.

 

                                              آراد --دی ماه ۹۰

نوجوانی چیست وبا نوجوان چگونه رفتار کنیم

.

نوجوانی ، دوران رشد و تکامل جسمانی ، فکری، عاطفی، معنوی و اجتماعی است. ورود به دوره نوجوانی فرد را با مشکلات فراوانی دست به گریبان می سازد و درجامعه ما که بیشترین جمعیت آن نوجوانان هستند مسلما نمی توان این جمعیت فعال را نادیده گرفت. پس لازم است که والدین و مسئولین با مشکلات نوجوانان آشنا شوند تا بتوانند با آنها رفتاری درست داشته باشند.

نوجوان کیست؟

نوجوانی دوره ای از زندگی فرد را تشکیل می دهد که حد فاصل پایان دوره میانسالی کودکی و آغاز بزرگسالی است. نوجوان به علت پایگاه مبهم خویش (یعنی نه کودک و نه بزرگسال) اغلب خود را با کودکان کم سن و سال تر در خانواده ، با والدین و معلمان و دیگر اعضای جامعه خود در تعارض عاطفی می یابد. او می خواهد دیگران بدانند که بزرگ شده است ولی احساس می کند که دیگران او را کاملاً درک نمی کنند و حتی مسئولیت کافی به او نمی دهند. نوجوانان درمقابل عقاید و نظرات همسالان خویش حساسیت خاصی دارند. به طوری که به داوری و قضاوت آنان بیش از بزرگسالان ارج و ارزش می نهند.

نشانه های  دوره نوجوانی

1 – آهنگ رشد جسمی سریعتر می شود و کودکِ دوره پرجنب و جوش قبل را به جوانی خستگی ناپذیر بدل می سازد.

2 – از لحاظ رشد عقلی، کودک مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته و در آستانه تفکر انتزاعی قرار می گیرد.

3 – تنوع خوی و خصلت با وضوح هرچه تمام تر آشکار می شود.

4 – رقابت با خود و رقابت با دیگران را تکمیل می سازد.

5 – نوجوان تقریباً از همه کسانی که اکنون در زندگی او مقامی داشته اند سلب اعتماد کرده، بی حوصله و یاغی می شود.

6 – استعدادهای خاص به تدریج بروز می کند و تفاوتهای فردی آشکار می شود.

7 – برای نوجوان سئوالات متعددی مطرح می شود و در همان حال جوابهای دیگران کمتر او را قانع می کند.

8 – دوره وابستگی به سر آمده و ، نوجوان می خواهد زندگی مستقل خود را پایه ریزی کند.

ماهیت  مشکل نوجوان

نوجوانان معمولاً دارای مشکلات ویژه ای هستند که در دوران کودکی کمتر در آنان مشاهده می شود، ماهیت این مشکلات نیز به نحوی با مشکلات بزرگسالی متفاوت است.

دوره نوجوانی اغلب به عنوان دوره مشکل ، غیر قابل پیش بینی تعریف شده است . دراین دوران مشکلات نوجوانان به دوشکل کلی نمایان می شود ، مشکلاتی که نوجوانان از دوران کودکی در رفع آن کوشش داشته و هیچ وقت در حل آنها موفق نبوده است و مشکلات ویژه که قسمت عمده آنها دررابطه با مرحله رشد او کاملاً طبیعی به نظر می رسد.

ابعاد  مشکلات نوجوانان

مطالعات علمی نشان می دهد ، دوره نوجوانی دارای مشکلات بسیاری است که باید به شیوه ای رضایت بخش، هم برای نوجوان و هم برای گروه اجتماعی او حل و فصل شود. نوجوانی برای خود فرد نیز مشکل ساز است ، زیرا نوجوان با نقش جدید خود در زندگی، کاملاً سازگاری نیافته و در نتیجه اغلب سردرگم، نامطمئن مضطرب است. مهمترین این مشکلات عبارتند از :

اختلال در تصویر بدنی، بحران هویت ( خودشناسی ) ، مشکل اجتماعی نشدن، مسئله روانی، ترس، نگرانی، خشم، عصبانیت، احساس حقارت، تعارض، اضطراب، دشواریهای تحصیلی و اعتیاد.

توصیه ها وپیشنهاد ها

همانطورکه برای هر مشکلی راه حل خاصی وجود دارد ، برای مشکلات نوجوانان نیز راه حلهای مختلفی وجود دارد. اگر خانواده ها به مقوله ی خود ارزشمندی یا عزت نفس نوجوانان بها دهند خیلی از مشکلات و اختلالات رفتاری فرزندان خود را حل کرده و در شکل گیری شخصیت آنها تأثیر می گذارند.

1 – در برخورد با نوجوانان ، ملایم و منطقی باشید.

2 – هیچگاه نظرات خود را به نوجوانان ، تحمیل نکنید.

3 – تجارب موفقیت آمیز نوجوانان را افزایش دهید.

4 – نوجوانان خود را با الگوهای رفتاری مطلوب آشنا کنید.

5 – نسبت به احساسات و عواطف نوجوانان خود بی تفاوت نباشید.

6 – توجه داشته باشید که مشاجرات لفظی درخانه (میان پدر و مادر) ، در روحیه یا رفتار نوجوان منعکس می شود.

7 – به بهانه ی گفتگو با نوجوانان ، اهداف خود را به آنها القا نکنیم.

8 – تحملِ نوجوان را برای مواجه شدن با ناکامی های اجتماعی افزایش دهید.

9 – برای  پرکردن اوقات فراغت نوجوانان ، اهمیت بسیاری قائل شوید.

 

                                              آراد --دی ماه ۹۰

حرفی با خوانندگان

با عرض پوزش از اینکه مطالب جدید در وبلاگ نیامده .انشاا.... در صدد جبران برخواهم امد .

 

راههای کنار آمدن با یکدندگی واصرا ورزی کودکان (خدمت آقای شیرزاد)

 

با توجه به شناختم (بطور نسبي)چند نكته بسيار مهم مي باشد انچه ايداي عزيز انجام مي دهد دو منشاء دارد 1- واكنش  برداشتي است ،يعني از فضاي حاكم برروابط پدر ومادر براي خود تعريفي ارائه مي دهد كه ممكن است خطا واشتباه باشدكه در او عدم تمركز ايجاد كرده  2-نبود مهارتها در مواجهه با آنچه دلخواه او نيست مانند پايين بودن : استانه تحمل -      خودابرازي  -واقع گرايي -  اعتماد به نفس  وكنترل تكانش (بازخورد او نسبت به يك مشكل) و.........

البته دلايل ديگري نيز مي تواند وجود داشته باشد كه نياز به بررسي تخصصي دارد .

براي حل آن از قصه هاي هدفمند با توجه به دلايل فوق استفاده شود و برنامه خاص براي نزديكي روابط بين پدر ومادر وكود ك(باهم )طرح ريزي شود و از راهكارهاي مناسب مانند آنچه در مطالب زير امده استفاده گردد

مطالعه دو مطلب ذيل در وبلاگ مي تواند بسيار كمك كننده باشد  

 

منشاء لجبازي واصراركودك نسبت به يك رفتار خاص وراههاي برون رفت از آن

لجبازی خصلتی طبیعی برای کودکان است. روان‌شناسان معتقدند لجبازی نکردن و تسلیم کودک در برابر خواسته‌های دیگران و امر و نهی پیاپی والدین می‌تواند زنگ خطری برای ضعف‌های روانی، رفتاری و شخصیتی وی باشد. لجبازی از حس اعتماد به نفس، رشد فردیت و استقلال‌طلبی کودک ناشی می‌شود و از انگیزه ناخودآگاه وی برای ابراز شخصیت در حال شکل‌گیری وی حکایت دارد.

 با این حال برخی کودکان لجبازترند و امتناع و اصرار مداوم آنها در مقابل خواسته والدین به مشکلی پیش روی اصول تربیتی تبدیل می‌شود. ممکن است والدین، اطرافیان یا سایر اعضای خانواده ازجمله خواهر و برادران خردسال یا نوجوان کودک در مقابل لجبازی‌های مکرر وی که به خودخواهی و بدرفتاری تعبیر می‌شود واکنشی نامناسب و مخرب نشان دهند یا رویه‌ای در پیش گیرند که رشد فردیت و آرامش روانی و عاطفی وی را مختل کند. دیگر آن که کودکان شرایط را مانند بزرگ‌ترها درک نمی‌کنند و احتمالا در موقعیتی به لجبازی می‌پردازند که مناسب نیست یا واکنش تند طرف دیگر را در پی دارد. لجبازی در صورت برخورد مناسب به جای یک معضل نزد کودکان می‌تواند به فرصتی برای تربیت بهتر و رشد عاطفی وی تبدیل شود. مساله این است که والدین این ویژگی را طبیعی و مفید دانسته و راه‌های هدایت و تخفیف آن را بلد باشند. اگر با فرزند لجبازی سر و کار دارید توصیه‌های زیر را از یاد نبرید.

آنچه کودکان می‌خواهند و‌ آنچه از آنان خواسته می‌شود موقعیت‌های اصلی بروز رفتارهای لجبازانه هستند. اگر رفتار کودک را آینه رفتار بزرگ‌ترها بدانیم باید پذیرفت لجبازی نتیجه واکنش نامناسب والدین در این حوزه‌هاست.

اجبار بدون انعطاف برای انجام امر و نهی‌ها و در مقابل تسلیم محض درباره ‌آنچه کودک می‌خواهد با پشتوانه‌ای گسترده از تجربه‌های عاطفی و رفتاری نزد کودک لجبازی را به شیوه‌ای تدافعی یا تهاجمی برای وی تبدیل می‌کند. توصیه اصلی در این باره در پیش گرفتن رفتاری ثابت و عقلانی در مقابل کودک است. این که خواسته‌های معقولی از کودک داشته باشیم و در مقابل خواسته‌های سازنده وی را تا حد امکان برآورده کنیم. لازم است کودکی را درباره خواسته‌هایی که از وی داریم و ‌آنچه وی می‌خواهد و انجام نشدنی است توجیه کنیم.

با کودک صمیمی باشید. صمیمیت و اطمینان از محبت و خیرخواهی والدین حمایت عاطفی از کودک را در بردارد و تا‌ آنجا که به دنیای کوچک وی مربوط می‌شود کلید همه مشکلات است.

حق انتخاب کودک را محدود نکنید و از بین نبرید. لجبازی واکنشی طبیعی و بحق در مقابل ضایع شدن حق انتخاب و نادیده گرفتن استقلال نسبی کودک است.

از طریق بازی، صحبت کردن و به روش‌های غیرمستقیم به کودک بیاموزید که هر کاری انجام دادنی، هر خواسته‌ای برآوردنی و هر چیزی به دست آوردنی نیست. بلکه باید دور برخی خواسته‌ها را خط کشید و برای به دست آوردن برخی چیزها باید صبر کرد.

لجبازی ممکن است به یک رفتار مخرب منجر شود. برای مثال کودک فریاد بزند، سرش را به دیوار بکوبد، اشیاء مختلف را پرت کند یا در گوشه‌ای پناه‌ گیرد و بر زمین پا بکوبد. بالطبع مقابله با چنین رفتارهایی که لجبازی تنها یکی از دلایل آن است به هر شکل ممکن از انگیزه لجبازی نزد کودکان نمی‌کاهد.

نظام پاداش و تنبیه یکسانی برای کودک در نظر بگیرید. وی را برای انجام کارهای خوب تشویق کنید و هنگامی که رفتار نادرستی داشت تنبیهی مناسب برایش در نظر بگیرید. بالطبع تنبیه بدنی به هر دلیل و شیوه‌ای مطرود و ناپسند است. در مقابل تنبیه از طریق ایجاد محدودیت شیوه‌ای کارآمد و عقلانی محسوب می‌شود. البته اگر این شیوه ساده با تهدید و ارعاب گزنده مخدوش نشود.

بی‌اعتنایی راهکاری هوشمندانه برای مقابله با لجبازی کودک و تشویق وی به پایان آن است. البته لازمه موثر بودن این شیوه اعتنا و توجه به کودک در مواقع عادی است.

لجبازی کودک ممکن است دلیلی منطقی داشته باشد. وجود دردها و ناراحتی‌های جسمی، بی‌اشتهایی، ترس، ناخشنودی از مواجهه با برخی افراد و انجام برخی کارها، تاثیر گروه همسالان، تصوری که کودک نسبت به برخی امور دارد و می‌تواند دلیل لجبازی وی در حوزه‌های مختلف باشد و بالطبع باید به شیوه مناسب برطرف شود. برای مثال کودک گرسنه‌ای که اشتها دارد در مقابل خوردن غذاها مقاومت نمی‌کند، اما بی‌اشتهایی ناشی از تغذیه با تنقلات چرب، شور و پرادویه امتناع طبیعی وی از خوردن غذا یا به قدر کافی خوردن را در پی دارد.

لجبازی را با لجبازی جواب ندهید. این کار زشتی لجبازی را در نظر کودک از بین می‌برد

   امید وارم در تربیت فرزندتان وهمه امورات زندگی موفق وسربلند باشید                                    

                                          آراد ---خرداد ۹۰

 

ساده ترین کارهای که برای حل  لجبازی ویکدندگی کودک می توان انجام داد

فهرست کارهای که والدین برای یک کودک ناسازگار ولجباز باید انجام دهند

 

فهرست کارهای که والدین برای یک کودک ناسازگار ولجباز  باید انجام دهند

 برای کودکان ۶تا ۱۲ ساله

 

1-دلیل ایجادرفتار وعلت اصلی   جلب توجه و تنبلی وگرفتن امتیاز است

2-تعیین یک سری راه حل های قابل اجرا  که برای تغییر رفتار......     لازم است

3-تمام راه حلهای تعیین شده باید دقیقا توسط پدر ومادر بررسی واجرا شود

4-هماهنگی ویکنواخت انجام دادن رفتار  وبیان احساسات  توسط والدین بسیار با اهمیت است

5-این هماهنگی شامل سایر  اعضای خانواده مثل خواهر وبرادر و.......می باشد

6-تشویق وتنبیه (محروم سازی) را با یکدیگر هماهنگ کنید  وکاملا با جزییات اجرا کتید

7-وسایلی را که دوست دارد ،یا موقعیتی را  که علاقمند است را برای تشویق انتخاب کنید وبرایش توضیح دهید که در صورت رفتار مناسب به او داده می شود

8--وسائلی را که دوست دارد ،یا موقعیتی را  که علاقمند است را درصورتی که رفتار منفی داشت  از او بگیرید ومحروم سازید در یک زمان مشخص وبلافاصله وبا توضیح قبلی

9-قاطعیت سر موضوع منطقی ودرست ودر حد فرزندتان را بسیار مهم بدانید. در حل مشکل فرزندتان جدی بودن ستون وپایه اصلی عملکرد شماست.

10-ارتباط پدر وفرزند  باید بسیار بهتر از این باشد  وروابط نزدیکتر برقرار گردد  واین بخش مهمی از اصلاح رفتار است .مثلا(باهم بیرون رفتن ،با هم خرید کردن ، با هم بازی کردن و........)

11-با مدرسه وبرخی از معلمانش صحبت کنید وبرای برخی ازرفتارهاواصلاحات برایشان توضیح دهید.

12-شما بطورهماهنگ میخواهید قاطعیت رابکارببرید .پس هم برای فرزندتان وهم اطرافیان کاملا توضیح دهید

13-مسولیت های هرچند کوچک را به او بسپارید واگرحتی دست وپاشکسته انجام داد تشویقش کنید

14-امر ونهی کردن را بطور کلی انجام ندهید  بجای آن با حوصله وظایفش را گوشزد کنید وبطور جدی در انجام وظایفش  پی گیرومحکم باشید.

15-از تنبیه بدنی وبی موقع پرهیز کنید چون فرزندتان را لجباز و غیر منطقی می کند

16-مقررات  وشرح وظایف راباخشم وغضب وتهدیدوضع نکنید .زیرا اول

قوانین غیر معقول وضع میشود ،دوم اواز اینکه شما را به هیجان آورده وخشمگین نموده تشویق به رفتار غلط میشود

17-تشویق را در جمع ودر برابر دیگران انجام دهید وتنبیه را در خلوت .ولی هردو با توضیح وبیان دلیل رفتار شما

18-تقویت اعتماد به نفس فرزندتان (برخی از توانایی هاوکارهای خوب وخاص اورا بزرگ کنید وبه همه بگویید)

19-تقویت عزت  نفس (برخی از رفتار های غلط را فقط به او بگویید وبرایش توضیح دهید  که چه عواقبی دارد واینکه شأن وشخصیت واحترامش از بین میرود.این مفاهیم را به او تلقین کنید)

20-پیدا کردن یک بهانه در مدرسه وهماهنگی  با مدرسه برای شرکت دادن در گروه های مورد علاقه او  وتشویقش تا آرام آرام علاقه اش  به مدرسه بیشتر شود

21-فهرستی از چیز های که در مدرسه دوست دارد ویا دوست ندارد توسط فرزندتان تهیه شود  وبا مشاور مشورت شود تا از این موارد استفاده خوبی شود

22-از طرح اختلافات در حضور فرزندتان  به شدت پرهیز کنید وبه آن مسائل دور از او بپردازید

23-به فرزندتان وخودتان تلقین کنید که همه چیز خوب ومثبت است ،من موفق میشوم ،من توانایی دارم  من می توانم و.......

24-برای انتخاب دوست در مدرسه وجامعه باو کمک کنید ولی برایش انتخاب نکنید واگر دوستی انتخاب کرد اول بپذیرید ،بعد در مورد مسائلش صحبت کنید

25-در انجام تمام اقدامات  فوق بسیار صبور و با حوصله باشید وباید گذشت زمان را در نظر بگیرید و مرحله به مرحله  جلو بروید

26-برخی از مراحل تغییر رفتار نیاز به مشور ت با مشاور ویا یک متخصص دارد که مرتب وضعیت را بررسی واول اصلاحات را تثبیت کند ودوم برخی اشکالات را برطرف نماید

27-شرکت در یک رشته ورزشی برایش بسیار خوب وموثر است .البته با برنامه  ریزی دقیق

28-استفاده از موسیقی آرام بسیار کمک کننده است

 

                                                    آراد-خرداد ۹۰

كنترل نكانش وشيوه هاي كنترل خشم وطغيانهاي  رفتاري (براي سركار خانم نعمت پور )

خشم و آشنایی با چگونگی کنترل آن، یکی از مهم ترین مهارت های زندگی است که بهتر است آموزش این مهارت از همان اوان کودکی و در محیط خانواده و مدرسه انجام شود تا بدین طریق از بروز بسیاری از معضلات جدی نظیر سوء مصرف مواد جلوگیری شود.
هیجان ها علاوه بر واکنش های عمومی، برخی گرایش های رفتاری خاص را نیز برمی انگیزد. ممکن است هنگام شادی بخندیم، با احساس ترس میدان را خالی کنیم و یا هنگام خشم ، رفتار پرخاشگرانه نشان دهیم و از میان واکنش های مختلف، واکنش هیجانی پرخاشگرانه مورد توجه است و از نگاه اجتماعی در عصری که سلاح های هسته ای به صورت گسترده در دسترس است، حتی یک اقدام پرخاشگرانه می تواند به یک فاجعه تبدیل شود. در نگاه فردی نیز بسیاری از مردم اغلب افکار و تکانش های پرخاشگرانه دارند و نحوه کنار آمدن آنها با این افکار، آثار گسترده ای بر سلامت روان و روابط میان فردی آنان بر جای می گذارد.
خشم احساس یا هیجانی طبیعی است که دامنه ای از برانگیختگی خفیف تا خشم شدید را دربرمی گیرد. اگرچه بسیاری از افراد خشم را با پرخاشگری یکی می دانند اما خشم یک احساس است و پرخاشگری یک رفتار است. رفتاری که به قصد صدمه رساندن به خود یا فرد دیگر و یا تخریب اشیا صورت می گیرد. پرخاشگری می تواند به دو صورت کلامی و غیرکلامی دیده شود. همچنین خصومت، احساس دشمنی نسبت به یک فرد یا یک گروه خاص است که می تواند رفتارهای پرخاشگرانه را برانگیزد.
خشم ، پاسخ ما به تفکرات خشمگین کننده درونی ما است که به واسطه احساس و رفتار غیرمنصفانه در ما ایجاد می شود. آثارخشم اغلب مخرب است و به ایراد ضربات جسمی یا روانی بر فرد و دیگران منجر می شود. استعدادها و توانایی های انسان را ویران می كند و موجب ایجاد احساس پشیمانی، نوعی شرمندگی و عذاب وجدان می شود.
نشانه های خشم را می توان به چند دسته تقسیم کرد:
نشانه های برانگیختگی بدنی
نشانه های شناختی
نشانه های رفتاری
نشانه های بدنی خشم : خشم در خفیف ترین شکل خود به صورت برانگیختگی بدنی احساس می شود و در شدیدترین حالت به صورت خشم شدید تجربه می شود. بنابراین با مقابله به موقع با علایم برانگیختگی بدنی می توان از بروز خشم جلوگیری کرد.نشانه های برانگیختگی بدنی شامل احساس داغ شدن و گرما، احساس انرژی زیاد، سرخ شدن پوست، احساس لرزش در دست ها، تنفس سریع و سطحی، احساس تنیدگی فشار در عضلات، افزایش ضربان قلب و نبض است.
نشانه های شناختی خشم : در حالت خشم افکارتان رنگ دیگری به خود می گیرند. معمولا در لحظه خشم افکار منفی و غیرمنطقی دارید و به دلیل تحریف های شناختی بخشی از اطلاعات را نادیده می گیرید. بخشی را پررنگ و بخشی دیگر از اطلاعات را تحریف می کنید بنابراین نمی توانید قضاوت درستی داشته باشید.عمده ترین تحریف های شناختی عبارتند از: تفکر همه یا هیچ، تعمیم بیش از اندازه، فیلتر ذهنی، بی توجهی به امر مثبت، نتیجه گیری شتابزده، ذهن خوانی، پیشگویی و...نشانه های رفتاری خشم همان رفتارهای پرخاشگرانه هستند که تحت تاثیر عوامل یا برانگیزاننده هایی برانگیخته می شوند.یکی از روش های کنترل خشم و پرخاشگری، شناسایی و مقابله با عواملی است که به پرخاشگری منجر می شوند و به کمک مهارت حل مسئله می توان برانگیزاننده ها یا عوامل ایجادکننده خشم را مانند مسایلی فرض و به حل آنها پرداخت.برانگیزاننده ها عواملی هستند که در برانگیختن خشم نقش دارند. این عوامل می توانند بیرونی باشند مانند رویارویی با یک تهدید، معطل شدن در اتاق انتظار پزشک و... برخی دیگر از برانگیزاننده ها ممکن است درونی باشند نظیر خاطرات، اعتقادات و ارزش ها و طرز تلقی شما نسبت به چیزی خاص...
کنترل خشم نیاز به کسب مهارت دارد. افراد باید در موقعیت های خشم برانگیز سه نکته مهم را رعایت کنند:
الف) به گونه ای عمل نمی کنند که به خود آسیبی وارد کنند
ب) به گونه ای عمل نمی کنند که به فرد یا افراد دیگر آسیبی وارد کنند.
ج) به حق و حقوق خود آگاهی داشته و سعی می کنند تا حد ممکن از ضایع شدن آن جلوگیری کنند.
مراحل کنترل خشم عبارتند از خودآگاهی هیجانی، خنثی کردن خشم و قاطعیت قدرت خشم در کنترل افکار و رفتار آدمی بسیار زیاد است و به همین علت توانمند شدن ما در مقابله با آن انرژی و زمان می طلبد. اگر فردی در موقعیت های خشم برانگیز طوری رفتار کند که هم خود و هم طرف مقابل احساس رضایت و آرامش داشته باشد و به حقوق هیچ یک آسیبی وارد نشود، این فرد دارای مهارت کنترل خشم است.
روش های مختلفی برای ابراز خشم وجود دارد. برخی از این روش ها سالم و برخی ناسالم هستند.
روش های سالم ابراز خشم عبارتند از: فعالیت ورزشی، فعالیت هنری، تکنیک صحبت با صندلی خالی، تکنیک نامه نوشتن، عفو و گذشت ابراز کلامی خشم است و راه هایی برای کنار آمدن با فرد پرخاشگر وجود دارد که عبارت است از: از خودتان دفاع نکنید، مرزها را مشخص كنيد، او را متوجه پیامد رفتارش كنيد، او را خلع سلاح کنید، محکم حرف بزنید و موقعیت را ترک كنيد.
وقتی عصبانی هستیم کارهای زیر را انجام دهیم:
اول این واقعیت را بپذیریم که خشمگین هستیم ، دوم تصمیم بگیریم که چه کاری می توانیم درباره آن انجام دهیم. گاهی ممکن است به این نتیجه برسیم که نشان دادن واکنش پرخاشگرانه بیشتر به نفعمان است. در مواقع دیگر ممکن است پاسخ انفعالی و بدون جرات را انتخاب کنیم. در بیشتر مواقع باید روش با جراتی را انتخاب کنیم. چیزی که درک آن در اینجا مهم است ، این است که باید بدانیم حق انتخاب و مسوولیت یک شیوه پاسخ دهی مناسب در هنگام عصبانیت با ماست.
نباید به بهانه عصبانیت دست به اعمال پرخاشگرانه بزنیم. به عبارت دیگر بیان این جمله که چیزی را شکستم یا به کسی صدمه زدم ، برای این که عصبی بودم ، شیوه نامعقولی برای اجتناب از مسوولیت است. این خشم نیست که موجب می شود به شیوه های خاص عمل کنیم ؛ بلکه این ما هستیم که عصبی می شویم و تصمیم می گیریم که یا به شیوه اجتماعی پسند و قابل قبول یا به شیوه غیراجتماعی و غیرقابل قبول واکنش نشان دهیم.
تخلیه انرژی : وقتی خشم بر ما چیره می شود، تخلیه انرژی از طریق پرداختن به فعالیت های جسمی یا خلاق ، مفید و اثربخش است. فایده تخلیه خشم این است که می توان در وضع ذهنی آرام ، مشکل خشم برانگیز خود را حل کرد. تخلیه انرژی به عنوان یک مهارت مقابله با خشم، فرآیندی دو مرحله ای است.
مرحله اول ، رها ساختن تنش از سیستم است و مرحله دوم به مسئله گشایی مربوط است. تخلیه انرژی به عنوان یک مهارت مقابله ای اغلب خوب درک نشده است ؛ زیرا افراد به اهمیت مرحله دوم آن توجه نمی کنند. تخلیه انرژی ، منبع ناکامی یا بدرفتاری را برطرف نمی کند، بلکه فقط به انسان خویشتنداری می بخشد تا بتواند با منبع خشم مقابله کند. پس همیشه فرایند تخلیه خشم را همراه با مرحله دوم آن یعنی مساله گشایی به کار ببندیم.
ایمن سازی در مقابل استرس و خشم: در جریان مواجهه با خشم می توانیم از عبارات زیر استفاده کنیم:هر قدر بیشتر آرام باشم و از مهارتهامقابله با خشم استفاده کنم ، بیشتر می توانم موقعیت را کنترل کنم.این موقعیت را به عنوان یک تجربه یادگیری مفید در نظر بگیرم.مسئله جدی است ، امامن هم آماده ام.
نفس عمیق بکشم ، آرام باشم و از نیروی فکر استفاده کنم.
حق دارم ناراحت باشم ، اما باید بر اهداف خود متمرکز شوم.
نباید اجازه بدهم خشم دیگران بر من اثر بگذارد و باید خویشتندار باشم.
پس از این که با رویداد خاصی مقابله کردیم به تلاشهای خود پاداش دهیم.
آنقدرها هم که فکر می کردم سخت نبود.
در همه مواقع ، خوب ظاهر شدم.
این موقعیت ها آسان نیست، اما به هر حال بخشی از زندگی است.
جرات ورزی: جرات ورزی یعنی دفاع از حقوق خود و بیان افکار و احساسات خود به شیوه مستقیم ، صادقانه و مستقیم. افراد با جرات برای خود و دیگران احترام قائلند، آنها مایل نیستند و اجازه نمی دهند دیگران از آنها سوء استفاده کنند و از طرف دیگر به خواسته ها و نیازهای دیگران احترام می گذارند و به شیوه مدبرانه با آنها ارتباط برقرار می کنند.
جرات ورزی چندین مزیت دارد. جرات ورزی به انسان احساس خودکار آمدی و کنترل درونی می بخشد و این احساسات نیز در روابط مقابل با دیگران ، اعتماد به نفس و عزت نفس ما را تقویت می کند. از آنجایی که جرات ورزی مستلزم تدبیر و مذاکره است، لازم است انعطاف پذیر باشیم. هر چند ممکن است همیشه به همه خواسته های خود نرسیم ، با وجود این نظر به این که افراد دیگر نیز خواسته ها، نیازها و امیالی دارند، جرات ورزی بهترین روش برای دست یافتن به روابط بین فردی رضایت بخش است.
بیان احساسات خود: بیان احساسات خود یعنی مطلع ساختن دیگران از احساسی که نسبت به اعمال آنها داریم. از متهم کردن دیگران یا گفتن چیزهایی مانند «شما بی ملاحظه هستید»، «شما پررو هستید» اجتناب کنیم. در عوض احساس خود را نسبت به اعمال آنها به این صورت بیان کنیم «متاسفم من برنامه های دیگری دارم»، «متاسفم ، ولی نمی توانم کاری برایتان انجام دهم» بیان احساسات خود بر حرمت نفس و احترامی که دیگران برای ما قائلند خواهد افزود.
پذیرش حقوق و مسئولیت های خود: افراد بیشتر تفاوت بین خودخواهی و احقاق حقوق خود را نمی دانند. رفتار پرخاشگرانه، عملی خودخواهانه است ، چون هدف آن برآورده ساختن نیاز خود بدون توجه به خواسته های دیگران است ؛ ولی جرات ورزی نشان می دهد که ما انعطاف پذیر و اهل گفتگو هستیم ، همچنین نشان دهنده آن است که ما نسبت به مراقبت از خود متعهدیم.
ابراز عقاید، بیان احساسات و دفاع از ارزشهای خود هرگز به منزله خودخواهی نیست.
افرادی که ما را به دلیل عقاید و دفاع از حقوقمان بی ملاحظه و خودخواه می نامند، پرخاشگرانه عمل می کنند و می کوشند در ما احساس گناه ایجاد کنند. زمانی که دیگران ما را به خودخواهی و بی ملاحظه بودن متهم می کنند، وسوسه بی جراتی و تسلیم شدن در ما قوت می گیرد؛ اما این بی جراتی در واقع نوعی شانه خالی کردن است. وقتی جرات ورزی نداریم از پذیرفتن مسوولیت زندگی خود اجتناب می کنیم.
به عنوان افراد جرات ورز باید بتوانیم در مقابل تلاش دیگران برای دخالت در کارهایمان مقاومت کنیم و همچنین باید انتقادات و مخالفت های آنها را عمل کنیم. هر چه بیشتر منصفانه و سنجیده عمل کنیم ، اعتماد به نفس ما بیشتر می شود.
مذاکره و گفتگو: برای جلوگیری از خشم بی جا باید اساس روابط بین فردی خود را بر مذاکره و گفتگو بنا کنیم. در برخی موارد می توانیم از طریق تهدید دیگران و غلبه یافتن بر آنها نظر خود را تحمیل کنیم ، ولی اگر همیشه برعمل به شیوه مورد نظر خود اصرار کنیم در نهایت بهای این رفتار خود را خواهیم پرداخت. ممکن است گاهی موفق شویم ، ولی تنها و منزوی خواهیم شد. بعکس اگر همیشه منفعل و تابع خواسته های دیگران باشیم از هر نوع تلاش برای مذاکره و گفتگو اجتناب خواهیم کرد. پس بهترین راه حل آن است که مذاکره کننده خوبی باشیم.
پی بردن به ارزش گذشت: درس ارزشمندی که بسیاری از افراد در جریان رشد و تکامل می آموزند، پی بردن به قدرت گذشت است. وقتی انسان کسی را که به او بی حرمتی کرده است. می بخشد او را از کاری که مرتکب شده است ، تبرئه نمی کند. در حقیقت گذشت به معنای از یاد بردن خطای افراد نیست. بلکه هنگامی که کسی خطای کس دیگری را نادیده می گیرد و می بخشد در واقع خود را از خشمگین شدن می رهاند و به امور روزمره خود می پردازد. بخشش و گذشت باعث می شود که در کشمکش ها برگ برنده همیشه در دست ما باشد چون از موضع قدرت و با اعتماد به نفس از خطای افراد چشم پوشی می کنیم. گذشت ، قدرت خودکارآمدی و حس کنترل ما را در موقعیت های ناخوشایند افزايش مي دهد.

 آراد --خرداد ۹۰

 

برای آیدای عزیز:

 

از 36 سوال به 32 سوال پاسخ درست گفته ايد  كه متناسب با سن شماوشكل پاسخدهي iQ=118   بدست آورده ايد. در نرم بررسي iQ در كودكان مازندران شما در حد بسيار خوب قرار داريد

90تا100—متوسط

100 تا 110—خوب

110تا120---بيسار خوب

120 تا 130—عالي

130تا 150—بسيار عالي (بسيار باهوش)

150به بعد نابغه و شرايط خاص ذهني برخوردار است  البته با يك تست نمي توان صد در صد گفت   iQ  چقدر  است وشرايط گرفتن تست ايدا  خاص بود مثل حضور ديگران وزمان تست وشكل تست گرفتن .

نكته مهم اينكه هوش حافظه اي حداكثر 20درصد است و80درصد كيفيت زندگي به هوش هيجاني ومهارت هاي زندگي  بستگي دارد در مورد ايداي عزيز توجه به چند نكته مهم است.

1-              هوش حافظه اي بسيار خوب  وحتما بيشتر از اين نيز مي باشد

2-              -در انجام تست عدم تمركز ديده ميشد كه مي تواند نشانه هاي ازكمبود آهن ويا تخيل پردازي فراوان ايشان باشد.

3-              حساسيت زياد به گفته هاي ديگران البته در درون خود است و ممكن است بيان نكند

4-              در استقلال ومسئوليت پذيري بسيار عالي است

5-          در كنترل تكانش وبازخورد نسبت به مشكلات حتما بايدمهارت هاي زندگي را ياد بگيرد  

6-               استانه تحمل او فعلا خوب است ولي با افزايش سن بستگي به شرايط ممكن است رو به كاهش رود  .مراقبت كنيد

7-          در گفتن قصه ها ي هدفدار، واقع گرايي ومشكلات پيراموني را بطور ساده بيان كنيدوبه موضوعاتي مانند حل مسئله –ابراز وجود –بالا بردن استانه تحمل –اعتماد به نفس وخود شكوفايي بيشتر تمركز نماييد.

      موفق وشادمان باشید                         

                                                    آراد --اردیبهشت ۹۰